تبليغاتX
دنیای وارونه
دنیای وارونه
همه چی و هیچ چی...

خنده ی خورشید

بخندید خورشید و ، باران گذشت
نسیمی خوش ، از کوهساران گذشت
چمن در چمن ، ابر ِ گوهرفشان
بگریید ، چون سوکواران گذشت !
عروسانه ، از طاق ِ رنگین کمان
شکوه ِ بهشت ِ بهاران گذشت !
دگر ره ، به آواز ِ مستانه ، کبک
خروشید و ، در بوته زاران گذشت !
گل ، از گوش ِ هر خار بن ، برشکفت
می ، از کام ِ پرهیزکاران گذشت !
هراسنده آهوی ِ نیلینه شاخ
ز هر گوشه ، چون بی قراران گذشت
بر آن صخره ، بشکست گیسوفشان
بلوری ، که در آبشاران گذشت
ز هر شاخه ، سنجاقکی ، رنگ رنگ
پرافشاند و ، بر جویباران گذشت !
بخ جنگل درون ، رود سر در فرود
به کردار ِ پیچنده ماران گذشت !
به گسترده بازوی ِ پرغنچه ، یاس
گل افشان ، ز دوش ِ چناران گذشت !
ز بدرود ِ هر غنچه ، زنبور مست
گران بوسه ، چون رهسپاران گذشت !
درخشان بهاری است ، پا در گریز
چو بختی ، که از بختیاران گذشت !
نشاید درین فصل ِ شمشاد و گل
به آسانی ، از گلعذاران گذشت !
بلورین تنی جوی و ، جامی بزن
که فرصت شماران گذشت !
بهار ، ای فریدون ، همایون دمی است
که چابکتر از ، شهسواران گذشت !
  

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 16:25 توسط حمیدرضا علیپور |

بوی عیدی    بوی توت    بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی    وسط سفره ی نو

بوی یاس   جانمازه       ترمه ی مادربزگ

با اینا       زمستونو سر می کنم

با اینا       خستگیمو در می کنم

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 15:18 توسط حمیدرضا علیپور |

                                          صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود سعدي 
                                                                                                                                      ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي - که موضوع اين جستار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود. 

امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند.  يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. 

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند. 

  بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. »

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود. 

در سدهً چهارم ميلادي بر اثر اشتباهي که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. بنا بر اين نويل اروپايي (سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نويل واقعي، يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.  

يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي، و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد مسيح قرار دادند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند.  در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.  

انگيزه هاي پايدار ماندن اين جشن را مي توان، از جمله بدين گونه برشمرد :

 1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهاي ديني کهن.

 2 - بلند ترين شب سال، يعني طولاني ترين تاريکي است، نشانهً اهريمني شبي شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي مي گرايد.

 3 - پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزي است. همهً قشرها و گروههايي که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.    

«  و ... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي کرد و در يک سفره با ايشان غذا مي خورد، و مي گفت (...) قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما مي شود. »  

آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود. 

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 14:8 توسط حمیدرضا علیپور |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا